در عملیات کربلای 5، بار اول که گردان (زهیر) وارد منطقه عملیاتی شد و نیروهای گردان با عراقیها درگیر شدند تعدادی ازبچه های گردان شهید و یا زخمی شدند. شهید حسین حیدری هم یکی از زخمی ها بود و برای ادامه درمان به تهران اعزام شد ولی در میانۀ راه از قطار پیاده شده و به اهواز بازگشته بود. وقتی حسین را در اردوگاه کوثر دیدم خیلی تعجب کردم. سوال کردم مگر تو زخمی نشده بودی؟ پس چرا اینجا هستی؟ گفت: جراحتم چیز خاصی نبود ولی دکتر مرا به زور به تهران اعزام کرد. من هم در میان راه پیاده شده و به اینجا برگشتم. یک یا دو روز بعد، بدلیل اینکه عراق تک کرده بود و منطقه عملیاتی به خطر افتاده بود، شهید داوود حیدری (فرمانده گردان) از کسانی که توان جنگیدن داشتند خواست آماده شوند تا برای مقابله با دشمن به منطقه اعزام بشن. شهید حسین حیدری علیرغم جراحتی که داشت یکی از افرادی بود که به دعوت فرمانده شجاع گردان، لبیک گفت و دوباره به منطقه عملیاتی بازگشت و این بار دعوت حق را لبیک گفت و شهید شد. من بعدا فهمیدم زخم گردن وی که بر اثر اصابت گلوله بود، زخم کوچکی هم نبوده است.

یاد او و سایر شهدای گردان گرامی باد.